اصول ساختمان سازي و مسکن در ايران چيست؟

در اين قسمت مي خواهم به برخي از مشكلات و نقائص در روند طراحي سازه بپردازم. به جرات مي توان گفت كه در اكثر نقشه هاي  تهيه شده در دفاتر مهندسي مجاور شهرداري ، اشكالات اساسي وجود دارد بطوريكه گاه حتي در برابر بارهاي معمولي نيز بزحمت مقاومت مي كند چه رسد به نيروي زلزله .


اصولا هنر مهندس در طراحي سازه آنست كه علاوه بر اقتصادي بودن و مقاومت در برابر بارهاي عادي ، ساختمان در برابر زلزله مقاوم باشد . در غير اينصورت معماران و بناهاي با تجربه در بسياري مواقع با يك حساب سر انگشتي ميتوانند شماره پروفيلها را مشخص كرده و ساختمان را بدون يك مهندس نيز بسازند. مثلا در قديم معماران با ضرب طول دهانه در عدد 4 ، شماره پروفيل سقف طاق ضربي را محاسبه مي كردند كه چندان نادرست هم نبود.


در صورتيكه مهندس در طراحي خود از آموخته هاي خود بنحو درستي در طراحي دقيق ساختمان استفاده نكند نه تنها سودمند نيست بلكه با كاربرد نادرست عنوان مهندسي ، ضررهاي اساسي به سرمايه هاي مردم و كشور خود وارد مي كند.متاسفانه تعداد ساختمانهاي بد محاسبه شده در تهران چنان زياد است كه آن اشتباهات متداول ، محملي براي اعتراض مالكان به محاسباني مي شود كه سعي دارند بدون توجه به عرف غلط ساخت و ساز ، محاسبات خويش را بنحو درستي ارائه كنند . در بسياري مواقع پيش آمده كه مالك با اعتراض به محاسب نقشه ياد آور مي شود كه ابعاد ستون بتني ساختماني كه حساب كرده 40 سانتيمتر است در حاليكه محاسب ساختمان مجاور با همان نقشه معماري ابعاد همان ستون را 30 يا 35 سانتيمتر مشخص كرده است . غافل از اينكه در محاسبه ساختمان مجاور وزن تير و ستونها به اشتباه در محاسبات محاسب ناوارد آن در نظر گرفته نشده و يا مقاومت مصالح در حدي در نظر گرفته شده كه در عمل قابل اجرا نيست.


آيين نامه مورد استفاده مهندسان در محاسبه نيروي زلزله معروف به آيين نامه 2800 از مركز تحقيقات ساختمان و مسكن است. اولين آيين نامه در سال 1341 در ايران استفاده شد ولي اولين ويرايش آيين نامه زلزله ايران در بهمن 1366 توسط 12 مهندس و براساس زلزله هاي مختلف از جمله زلزله طبس  در اختيار مهندسان قرار گرفت . پس از زلزله گيلان آيين نامه اصلاح شده ( ويرايش دوم) كه با همكاري 38 مهندس و متخصص تهيه شده بود در آذر 1378 ارائه شد.


  اين آيين نامه راهنماي محاسبه ضريب زلزله ميباشد كه نسبت  نيروي جانبي زلزله به وزن ساختمان   مي باشد كه ساختمان بايد در برابر آن مقاوم شود . اين ضريب وابسته به نوع ساختمان بتني يا فلزي - نوع مهار بندها - ابعاد و ارتفاع ساختمان و نوع زمين و محل قرار گيري ساختمان و درجه اهميت آن است.


مثلا ضريب زلزله براي ساختمانهاي كوتاه و معمولي بم اگر در آيين نامه ويرايش اول  0.1 بود و در آيين نامه ويرايش جديد 0.125 محاسبه مي شود . لذا حتي ساختمانهايي كه قبل از سال 67 نيز ساخته شده اند براساس آيين نامه اصلاحي نياز به تقويت دارند.


در زير سعي كرده ام مهمترين اشكالات در روند محاسبه ساختمانهاي معمولي را بيان كنم. اين موارد گرچه شايد بيشتر بكار مهندسان محاسب بيايد اما براي سايرين نيز تا حدودي روشنگر خواهد بود.


 


1- استفاده از برنامه هاي كامپيوتري توسط افرادي كه داراي تجربه و يا ديد كافي براي تشخيص اشتباهات نيستند: محاسب خوب مي بايست قبل از انجام آناليز كامپيوتري و مشاهده نتايج ، ديد و درك فيزيكي مناسبي از ساختمان مورد طرح و كليات مدل سازه آن داشته باشد ، يعني نيروهاي داخلي اعضا را به طور تقريبي و حسي بداند ، تغيير مكان قسمت هاي مختلف سازه تحت بار هاي مختلف را تقريبا تشخيص دهد ، اثر نيرو هاي داخلي شامل خمش ، برش ، نيروي محوري و پيچش را در يك عضو بشناسد و تغيير شكل هاي مربوط به نيروهاي  فوق را در اعضا حس نمايد و تنها به نتايج كامپيوتري اكتفا نكند ، تا اگر كامپيوتر نتايج غيرمنطقي ارايه نمود مهندس بلافاصله به وجود خطا در مدل پي برده  و نيز نوع و منشا خطا را تشخيص دهد. محاسب حتما مي بايست پس از انجام آناليز كامپيوتري سازه ، نتايج را با توجه به دانسته هاي فوق كنترل كند و اگر موارد مشكوكي مشاهده كرد به دنبال علت آن بگردد. براي اين كه مدل ساختمان هر چه بيشتر قابل درك و لمس و نتايج قابل سنجش باشد، بايد همان طور كه اكثر صاحب نظران توصيه مي كنند سازه ساختمان را حتي الامكان منظم در نظر گرفت.


بطور خلاصه : هنر محاسب در اين است كه سازه را خوب بشناسد و مدلي كه مي سازد از هر نظر(از قبيل سطح برش پايه ، مشخصات اتصالات ستون به فنداسيون ، مشخصات اتصالات اعضا به يكديگر ، خواص واقعي مقطع اعضا ، درجات آزادي صحيح گره ها ، نحوه اعمال اثر زلزله و اتصال يا عدم اتصال گره ها به سقف صلب و اطمينان از صلب بودن سقف و ...) حتي المقدور به عملكرد واقعي سازه و ساختمان نزديك باشد.


 


2- عدم دقت در محاسبه اتصالات : برنامه هاي متداول كامپيوتري جهت محاسبه اتصالات كه مهمترين بخش سازه است قابل استفاده نيست و فقط جهت طراحي پروفيل ها و آرماتورها بكار مي رود.


اتصالات از اهميت بيشتري نسبت به مقاطع برخوردارند . چون مقاطع معمولا در كارخانه و در شرايط استاندارد و كنترل شده توليد مي گردند ، ولي اتصالات در كارگاه و بدون كنترل مناسب اجرا مي گردند. در صد بالايي از تخريب ها ناشي از ضعف اتصالات است. مهندس محاسب در طراحي و كنترل المانهاي سازه ، با نرم افزار ، دقت لازم و شايسته در اقتصادي كردن مقاطع ندارد و بسياري از مقاطع داراي ظرفيت چند برابرند ، ولي در طراحي اتصالات وسواس به خرج مي دهد و المانهاي اتصال را ظريف انتخاب مي كند ، در صورتي كه اگر ظرفيت المانهاي اتصال حتي دو برابر نيرو هاي وارد بر آن انتخاب گردد ، باز هم وزن سازه را به طور محسوس زياد نخواهد كرد .


3- نداشتن ديد تجربي و عملي محاسب سازه : محاسب بايد حداقل تا حدودي با محدويت هاي اجرايي آشنا باشد و طرحي را كه ارائه مي دهد قابل اجرا و بهينه باشد و با وضعيت اجرا در محل نيز بيگانه نباشد. بطور مثال بداند كه بسياري از جوشكارها توانايي انجام مناسب جوشهاي جناقي را با الكترود مخصوص آن ندارند و به همين جهت اكثر ساختمانهاي فلزي بدون بادبند و داراي اتصالات به اصطلاح گيردار، توانايي مقابله با نيروهاي جانبي زيادي را ندارد. و يا مثلا از استفاده از فولاد پر مقاومت ( آ- سه) گرچه ميزان مصرف فولاد را كمتر مي كند ولي بعلت طرد بودن و گرانتر بودن و از همه مهمتر احتمال اشتباه كردن ، حتي الامكان پرهيز كند . همچنين است در باره بتن با مقاومت بسيار زياد كه با توجه به شيوه هاي غلط اجرايي عملا فرض محاسباتي درستي نيست.


ساير موارد عبارتند از :


4- عدم طراحي صحيح پي  و بي توجهي و يا نداشتن آزمايش مكانيك خاك


5- در نظر گرفتن وزن تير و ستونهاي بتني در محاسبه نيروي زلزله


6- در نظر گرفتن بار ديوارها بصورت سبك و عدم ذكر آن در نقشه


7-  اشتباه در محاسبه ضريب زلزله


8- عدم رعايت ضوابط شكل پذيري ساختمان


9-  محاسبه نكردن اتصالات تير و ستون و بادبندها به ورق


10- اشتباه در مدلسازي كامپيوتري و پارامترهاي مربوطه براساس ابعاد نهايي انتخاب شده


11- عدم كنترل پي در برابر كنش ناشي از زلزله در زير بادبندها يا واژگوني پي هاي منفرد گوشه


     توجه نكردن به نيروي بلند كننده پي (آپ ليفت ) و طراحي شمع ها و بولتهاي مناسب


  فرض كردن مقاومت خاك بدون شناسائي خاك و آزمايش مكانيك خاك و عدم توجه به خاك دستي


   سطح سفره زيرزميني و مواد شيميايي خاك از جمله سولفاتها


12- عدم اتصال پروفيل هاي دوبل بادبندها در فواصل مناسب با تسمه 


13- عدم محاسبه حداقل طول جوش لازم براي بادبندها و انتخاب ابعاد ورق متناسب با آن و جلوگيري از كمانش ورق


14- عدم توجه به ايجاد نشدن ستونهاي كوتاه در محل ترازهاي نامساوي دو قسمت ساختمان


    بجاي جداسازي آن توسط اضافه كردن ستونها ( درز اجرائي)


15-  عدم كنترل نتايج نهايي كامپيوتري براساس تغيير شكل و رفع اشتباهات احتمالي آن


16- استفاده از تير هاي لانه زنبوري در اتصالات گيردار بدون كنترل ضوابط لانه زنبوري


17- يكي از مهمترين اشتباهات در اتصالات گيردار تير به ستون استفاده از ستون هاي دوبل با ورقهاي تقويتي جوش گوشه ميباشد كه توانايي كشش ورق متصل را نداشته و گسيخته مي شود . در اين مواقع بايد از ستونهاي باكس مانند به همراه سخت كننده در جان آن استفاده كرد.


18- قرار دادن بادبندها در محلهاي سقفهاي خالي شده بطوريكه عمل نمي كند


19- عدم كنترل تيرهاي متصل به بادبندهاي پا باز و اتصال آن به ستون


20- عدم كنترل انطباق نقشه هاي تهيه شده توسط نقشه كش با كروكي ارائه شده توسط مهندس


21- مشخص نكردن برخي مشخصات در نقشه از جمله پوشش بتن ، طول مهار آرماتورها ، آرماتور منفي تيرچه بلوك ، ميزان خم آرماتورها و شعاع خم ، امتداد خاموتها در محل اتصال تير به ستون ، حداقل مقاومت مصالح مورد استفاده در محاسبات، حداكثر قطر سنگدانه ها .


22- تقسيم نكردن ساختمان بوسيله درز انبساط و درز اجرائي به قطعاتي با ابعاد متناسب و ايجاد ساختمان تا حد امكان منظم و ساده بودن، چه در ارتفاع و چه در پلان و نداشتن شكستگي در كفها


23- عدم استفاده از كنسول با طول هاي بزرگتر از 1.5 متر برخلاف توصيه آيين نامه


24- عدم رعايت حداقل ها و حداكثرهاي آئين نامه هاي طراحي  از جمله حداقل آرماتور در مقاطع تير بتني و آرماتورهاي ستونها و عدم رعايت مقادير حداقل خاموتهاي  تيرها و تنگ هاي ستونهاي بتني و رعايت حداقل فاصله پيچ كف ستونها از لبه آن و عدم كنترل تغيير شكل هاي مجاز


25- ناقص بودن و ساده كردن بيش از حد نقشه كه موجب اشتباه و تغيير مي شود


26-  عدم آرماتورگذاري دور بازشو با ميلگرد هاي مورب


27- عدم آرماتورگذاري نادرست در محل شكستگي پله هاي بتني


28- ادامه ندادن ميلگردهاي طولي كلافها تا زير ستونهاي پي


29- مهار نكردن ديوارهاي اطراف ساختمان به اسكلت


30- متصل نكردن تير هاي اصلي دوبل به يكديگر


31- مشخص نكردن كلافهاي قائم و افقي در سازه هاي با مصالح بنائي


32- استفاده از ميلگرد هاي ساده بجاي ميلگرد آجدار


33-  عدم رعايت عمق يخبندان و درزهاي انبساط و ...


34- عدم كنترل تغيير شكل هاي مجاز


35- ...


... و در نهايت عدم كنترل دقيق نقشه رسم شده توسط نقشه كش با محاسبات و كروكي هاي ارائه شده .اشتباه در يك شماره پروفيل و طول و بعد جوش مي تواند براي كل ساختمان خطر ساز باشد.


در حاليكه عمر ساختمانهاي مهندسي ساز بايد بالاي 90 سال باشد مطابق تحقيقات وزارت مسكن اين رقم در سالهاي اخير 30 سال است. لذا مهندساني كه داراي تجربه كمتري هستند بايد پس از اتمام كار ، در باره طرح ، فرضيات طراحي ، روند طراحي و نقشه هاي نهايي از يك فرد مجرب نيز نظر خواهي كنند و يا مالك تلاش كند با مشورت و ارائه نقشه به ساير مهندسان از صحت و دقت محاسبات اطمينان حاصل كرده و با شنيدن اينكه اين محاسبات كامپيوتري انجام شده فريب نخورند زيرا اكثر اشكالات نقشه ها ، مربوط به قسمتهايي است كه اصلا محاسبه و يا كنترل نشده است  ( از جمله اتصالات و يا پي و يا عدم تطبيق نقشه با نتايج كامپيوتري )


 خطاها و نقائص اجرايي و نظارت


 


در اينجا كمي به مشكلات اجرا توجه كنيم . اصولا تهيه نقشه يك سازه براساس پيش فرضهايي انجام مي شود كه بايد در قسمت توضيحات آن ذكر شود . مجري نيز موظف است موارد ذكر شده از جمله مقاومت مورد لزوم براي آرماتورها و بتن و پروفيل ها را رعايت نمايد.


بطور مثال در بسياري از مواقع، محاسب ظاهرا جهت جهت كم كردن هزينه مصرف آرماتور در ستونها از فولاد نوع A3 استفاده مي كند كه مقاومت آن حدودا 30 درصد بيش از آرماتورA2  ميباشد ( كه البته  قيمت آن نيز بيشتر است ) .در بسياري از مواقع بدليل بي توجهي به توضيحات نقشه و يا اشتباه از فولاد ضعيفتر استفاده مي شود كه مقاومت ستونها را كاهش ميدهد.


استفاده از فولادهاي غير استاندارد مشكل ديگري است. برخي از آرماتورهاي ساده وارداتي از روسيه توسط روشهاي سرد و غير استاندارد بصورت آجدار در مي آيند كه بعلت ايجاد تركهاي مويي مقاومت فرض شده را نخواهد داشت. در هر صورت مهندس ناظر و يا مجري موظف است در مواقع مشكوك نمونه آرماتورها را براي تعيين مقاومت  به آزمايشگاههاي معتبر بفرستد .


( البته بگذريم كه آزمايشگاهها و خطاهاي سهوي و يا عمدي ! آن نيز داستان خود را دارد. )


 


مثال ديگر:  در محاسبات بارگذاري ، وزن ديوارها از نوع سفالي سبك و يا سيپوركس در نظر گرفته ميشود ولي هنگام اجرا ديوارهاي معمولي با وزن بيشتر اجرا مي شود.


و يا در سقف تيرچه بلوك يا بتني ، آرماتور منفي و قلابهاي اتصال تيرچه به تير هاي نشيمنگاهي ، نقش مهمي در يكپارچگي سقف با اسكلت دارد. در صورت  عدم اجراي اين قلابهاي درگيركننده ، هنگام وقوع زلزله با وجود يكپارچه بودن سقف و فقط بدليل عدم اتصال كافي به تيرها ، سقف بطور يكپارچه از اسكلت جدا مي شود . آنگونه كه بياد دارم در زلزله  مشهد تعداد زيادي از سقفهاي يكپارچه بتني ساختمانهاي يك طبقه ساخته شده توسط يكي از وزارتخانه ها ، بدليل عدم توجه به اين نكته ، از ديوار و شناژها جدا شده و ساكنين آنرا در زير خود مدفون كرده بود.


عدم احساس مسئوليت و يا بي توجهي ناظران ساختمان هنگام ساخت اسكلت ، از جمله اجراي قلابهاي انتهايي آرماتورها ( خم حدود 15 برابر قطر آرماتور)  اين مشكلات را افزايش ميدهد . ساختمانها را از نظر اسكلت ميتوان به سه دسته تقسيم كرد :


 1- ساختمانهاي آجري 2- ساختمانهاي فلزي 3-ساختمانهاي بتني


 


ساختمانهاي آجري : ساختمانهاي يك يا دو طبقه كه ديوارهاي آجري نقش مقاوم كننده آنرا در برابر نيروي زلزله دارند . ديوارها و سقفهاي اين ساختمانها بايستي توسط شناژهاي افقي وعمودي به يكديگر متصل شوند. ضوابط آن در فصل آيين نامه 2800 آمده است كه تا حدود زيادي براي غير متخصصان نيز قابل فهم است. عدم اجراي شناژها موجب مي شوند كه ديوارها، نقش بازدارندگي خود را هنگام زلزله انجام ندهند. به همين علت در زلزله بم تعداد زيادي از ساختمانهاي يك طبقه جانبازان ويران شد . زيرا جانبازان با نوشتن نامه به سازمانهاي مربوطه از جمله شهرداري و استدلال اينكه با اجراي شناژها هزينه اجراي ساختمان افزايش مي يابد . بعلت جانباز بودن مجاز شدند كه شناژها را اجرا نكنند! ( گويي زلزله هم جانباز و غير جانباز مي شناسد!   ) . نتيجه آن هم دور از انتظار نبود.


 


ساختمانهاي فلزي :  ساختمانها داراي بادبند - ساختمانهاي بدون بادبند و داراي اتصالات گيردار تير به ستون - ساختمانهاي داراي بادبند و اتصالات گيردار .


با توجه به مشكلات اجرايي در ايران شايد ساده ترين شكل اسكلت از نظر كنترل ، براي ساختمانهاي معمولي شهري ، ساختمانهاي فلزي  با بادبند در دو جهت باشد. زيرا كليه پروفيل ها مطابق استاندارد ها در كارخانه ساخته مي شود و در صورت وجود يك نقشه خوب و يك جوشكار در حد متوسط ، كنترل ضوابط اجرايي براي ناظر و مجري بسيار آسانتر است. البته در صورتيكه از بادبند بعلت محدوديت هاي معماري نتوان استفاده كرد بايد از سيستم قاب گيردار با اتصالات صلب تير به ستون و با جوش موسوم به جناقي و الكترود خاص آن و جوشكار ماهر استفاده نمود و در صورت لزوم بدليل حساسيت آن جوشها با آزمايشهايي نظير اوالتراسونيك از صحت جوش مطمئن شد . لذا با توجه به كنترل هاي زياد در صورتيكه نتوان از بادبند ها استفاده كرد شايد استفاده از اسكلت بتني بهتر باشد.


زيرا بسياري از جوشكارها داراي گواهي نامه از سازمانهاي فني و حرفه اي نبوده و كار را فقط بطور تجربي و گاه نادرست آموخته اند.


مشكل اساسي در ساختمانهاي با بادبند فقط در كنترل صحت اجراي بادبند و رعايت طول جوشهاي آنست.متاسفانه به اين مورد اساسي هم بي توجهي ميشود . بطوريكه گاه مالك بدليل تغييرات معماري سليقه اي ،محل بادبندها را بدون نظر مهندس محاسب تغيير داده و يا شكل آنرا عوض كرده و گاه حتي در برخي طبقات بخصوص طبقه همكف ( براي ايجاد واحد هاي تجاري) آنرا اجرا نمي كند!


حتي شنيده مي شود كه در بعضي شهرستانها ، بادبند اجاره داده مي شود !  يعني ضربدري ها بطور موقت در محل توسط خال جوش قرار گرفته و پس از بازديد ناظر و شهرداري ، مجددا برداشته مي شود!  بلاهت از اين بيشتر سراغ داريد ؟!


بدليل همين حذف خود سرانه بادبندها حتي در يك طبقه، كل ساختمان در برابر زلزله آسيب پذير مي شود.


 


ساختمانهاي بتني : ساختمانهاي با ديوار برشي يا بدون ديوار بتني با شكل پذيري متوسط يا زياد.


با ساخت و بكارگيري صحيح بتن مي توان ساختماني خوب ومقاوم ساخت. مزيت ساختمان بتني به فلزي مقاومت بيشتر در برابر آتش سوزي است. البته در نظارت ساختمانهاي بتني بايد از بتن هاي بكار رفته نمونه هاي آزمايشگاهي تهيه شده و مقاومت فشاري آنها كنترل شده و در صورت كاهش مقاومت تمهيدات لازم جهت تقويت عضوهاي ضعيف بعمل آيد .


با توجه به حساسيت بكار گيري بتن و با توجه به اينكه هم اكنون شرايطي فراهم شده كه اكثر ساختمانها جديد الاحداث با اسكلت بتن آرمه طراحي و اجرا شوند كمي مشروحتر به توضيح ميپردازم . گرچه مطالب زير ممكن است كمي تخصصي بنظر برسد ولي مواردي است كه تمام كساني كه قصد ساخت اين ساختمانها را دارند بايد مورد توجه قرار دهند. موارد زير براساس مقاله "مهندس جاويد خطيبي طالقاني"  در مجله "پيام نظام مهندسي شاره 24" ارائه شده است.


 


1- مشخصات شن و ماسه بتن : مهمترين مشخصه شن و ماسه ، دانه بندي و درصد مواد ريزتر از 75 ميكرون مي باشد. دانه بندي ماسه بايد بين محدوده صفر تا 4.75 ميليمتر باشد و دانه هاي درشت تر تا 9.5 ميليمتر كه شن نخودي به شمار مي آيند ، بايد كمتر از 5 درصد وزن ماسه باشد ، اما اغلب ماسه هاي موجود حدود 25 درصد شن نخودي هستند.


ذرات ريزتر از 75 ميكرون در بتن هاي معمولي به حداكثر 5 درصد در ماسه و يك در صد شن محدود شده اند. ولي در عمل بعضي كارخانجات به علت نداشتن سيستم شست و شوي مناسب ، ماسه هايي با مواد ريزتر از 75 ميكرون تا مرز 10 در صد نيز توليد وعرضه مي كنند .


زيادي اين ذرات ريز مانع چسبندگي خمير سيمان به سنگدانه ها شده و باعث كاهش شديد مقاومت و ساير عوارض در بتن مي گردد. توصيه شده كه شن براي بتن هاي سازه هاي متعارف داراي دانه بندي با محدوده 4.75 تا 25 ميليمتر باشد. در طرح اختلاط بتن ، نسبت و تركيب شن و ماسه براساس رواني و كارايي و مقاومت نهايي بتن مورد نظر ، انتخاب مي گردد.


2- سيمان : سيمان مصرفي بايد دور از رطوبت باشد . اگر شيوه اختلاط صحيح باشد با مصرف 300 تا 420 كيلو سيمان در مترمكعب بتن مي توان بتن مناسبي را ساخت.


3- آب : آب مورد نياز واكنش هاي سيمان در حد 25 در صد وزن آن است. ولي براي رسيدن به رواني و كارايي بتن به ناچار نسبت آب به سيمان آن تا حدود 60 در صد افزايش مي يابد ، كه اين آب مازاد بر نياز واكنش ، پس از گيرش، سخت شده و سبب پوكي و تخلخل بتن مي گردد .اغلب مجريان براي راحتي كار ، بتن شل و پر آب مي سازند و مي توان گفت كه به طور متوسط حدود 20 تا 30 در صد آب بيش از حد لازم مصرف مي شود كه مقاومت بتن حدود 40 تا 60 درصد افت خواهد داشت ! مجرياني كه بتن را به كمك ميكسر هاي كوچك يا بيل هم مي زنند براي كاهش زمان و انرژي لازم ، بي رويه آب بتن را افزايش ميدهند . افزايش آب گرچه در ظاهر باعث صاف شدن سطوح بتن ريزي نيز مي شود اما مقاومت آنرا بشدت كاهش مي دهد.


4- آرماتور بندي : رعايت طول كافي براي آرماتور انتظار مخصوصا ستون ها بسيار مهم است ولي گاهي ديده مي شود كه طول آرماتور انتظار ستون طبقات بعدي بسيار كوتاهتر از طول لازم است. اين امر ناشي از بي اطلاعي آرماتور بند و يا اشتباه وي در احتساب ضخامت سقف طبقه در طول آرماتور انتظار بوده كه پس از بتن ريزي سقف حدود 40 سانتي متر از طول انتظار كاسته مي شود.


در ساختمانهاي معمولي طول انتظار معمولا حدود 40 برابر قطر آرماتور در نظر گرفته مي شود كه البته چندان دقيق نيست.


همچنين يكي از نكات مهم كه حتي با وجودي كه در برخي نقشه ها هم قيد ميشود ادامه دادن تنگها ( آرماتورهايي كه دور ميلگردهاي ستونها پيچيده مي شود) در محل تلاقي تير و ستون است كه به بهانه مشكل بودن و ترك آرماتور، اجرا نمي شود . شايسته است كه مهندس ناظر يا محاسب با ارائه رهنمود به آرماتور بند در استفاده از دو قلاب بجاي تنگ مزبور ، وي را وادار به اجراي اين كار نمايند . زيرا وجود همين نقطه ضعف بظاهر كم اهميت مي تواند يكي از عوامل تخريب ستون هنگام وقوع زلزله باشد.


همچنين است رعايت حداقل طول خم آرماتور ها در گوشه ها (حدود 15 برابر قطر آرماتور)


5- قالب بندي : در قالب بندي ستونهاي كناري مشرف به ديوار همسايه ، فاصله و درز انبساط رعايت نمي شود كه درزمان زلزله اندر كنش دو سازه باعث آسيب هاي جدي مي شود.


در مواقع ساخت بتن در محل كارگاه به كمك ميكسرهاي كوچك ، فضا براي دپوي مستقل شن و ماسه وجود نداشته و از پيمانه خاصي براي تنظيم وزن مصالح استفاده نمي شود . مصالح به كمك بيل به سرعت داخل ميكسر ريخته مي شود و گاهي به خاطر دپوي نامناسب شن و ماسه كنار هم فقط ماسه در دسترس بوده و جايگزين شن وارد ميكسر مي شود . اين هم مورد بي توجهي تعداد كثيري قرار گرفته و نتيجه آن نوسان و افت  شديد مقاومت بتن خواهد بود. برنامه ريزي كار بايد به گونه اي باشد كه بيش از 1.5 ساعت از شروع اختلاط و يا زمان گيرش اوليه بتن سپري نشود. در بعضي كار گاهها مدت زيادي از اين زمان سپري شده و بتن سفت ميشود كه دوباره با زدن آب استفاده مي شود و اين امر غير مجاز و بسيار تهديد كننده است .


6- بتن ريزي : كاربرد ويبراتور براي تراكم بتن ضروري است تا بتوان به راحتي بتن را با رواني معمولي ( اسلامپ 8 ) در محل جاي داد .


ديده  شده كه كل ارتفاع ستون هر طبقه را يك جا و در يك مرحله پر مي كنند و براي جايگزيني آن ناچار به شل كردن بتن و افزايش آب هستند ، ولي بايد در چند لايه و با استفاده  از ويبراتور بتن ريزي انجام گيرد.


در سقف هاي تيرچه بلوك معمولا ضخامت روي بلوك سقف 5 سانتي متر در نظر گرفته مي شود ولي گاهي به عمد يا سهو اين ضخامت در اجرا تا 2 سانتي متر كاسته شده است.


7- عمل آوري بتن : پس از سخت شدن اوليه ، بايد بصورت مرتب به بتن آب داد تا واكنش هيدراتاسيون تكميل گردد. اگر دماي هوا معمولي باشد ( حدود 25 درجه ) با آب پاشي كامل در مدت دو هفته (14 روز ) حدود 70 در صد مقاومت مشخصه بتن ( مقاومت 28 روزه)  كسب ميشود ولي در اين مدت سطح بتن بايد خيس نگه داشته شود . ولي براي رشد بايد محيط تا حد ممكن به كمك گرم كننده و پوشاندن گرم شود و زمان قالب برداري به تاخير افتد و گرنه در هواي سرد گيرش بتن متوقف شده و پس از قالب برداري شاهد خيز و حتي ريزش سقف خواهيم بود. گرماي بيش از حد محيط نيز باعث تبخير سريع آب سطحي شده كه نياز به آب پاشي بيشتر است. گرم شدن بتن تازه نيز بايد محدود گردد ، چون باعث ايجاد ترك هاي حرارتي خواهد شد.


در قسمت بعدي ( آخر) به جمع بندي و ارائه برخي راه حل ها مي پردازم .